من ترک عشق شاهد وساغر نمی کنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم
باغ بهشت و سایه طوبی و قصروحور
با خاک پای دوست برابر نمی کنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است
گفتم کنایه ای و مکرر نمی کنم
هرگز نمی شود ز سر خود خبر مرا
تا در میان میکده سر بر نمی کنم
ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن
محتاج جنگ نیست برادر ....نمی کنم .
این تقوی ام تمام که با شاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم
حافظ جناب پیر مغان جای دولت است
من ترک خاک بوسی این در نمی کنم....................
............................................................حالا بزن تفال بر.......
|
+| نوشته شده توسط
حسن سرداری در جمعه هفتم اردیبهشت 1386